أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

51

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) هستند تسليمشان نخواهم كرد . عمرو عاص گفت اين ها ياران مردى هستند كه ميان ما خروج كرده است و از نمونه‌هاى سفلگى و نادانى آنها اين است كه معتقد نيستند عيسى ( ع ) فرزند خداست و هنگامى كه پيش تو بيايند بر خاك نخواهند افتاد آنچنان كه ديگران براى تو رفتار مىكنند . نجاشى كسى بسراغ جعفر و يارانش فرستاد و احضارشان كرد ، هنگامى كه آنها آمدند عمرو عاص همچنان بر روى تخت و كنار نجاشى نشسته بود و جعفر و يارانش به خاك نيفتادند و به نجاشى با سنت اسلامى سلام دادند ، عمرو و عماره به نجاشى گفتند ديدى همانطور است كه گفته بوديم ، نجاشى خطاب به گروه مسلمانان گفت ، چرا شما بآئين همگان بر من درود نفرستاديد و عقيدهء شما دربارهء عيسى بن مريم چيست ؟ آيين شما چيست ؟ آيا مسيحى يا يهودى يا بر آيين قوم خود هستيد ؟ ايشان گفتند هيچ كدام ، نجاشى گفت آيين شما چيست ؟ گفتند اسلام ، پرسيد اسلام چيست ؟ گفتند : خداى يگانه را مىپرستيم كه شريك و همتائى ندارد و ما هم براى او شريك و انبازى نميدانيم ، پرسيد چه كسى اين آيين را براى شما آورده است ، گفتند مردى از خودمان كه اصل و نسب او را مىشناسيم و خداوند متعال او را براى ما فرستاده است همچنان كه براى گروههائى پيش از ما پيامبرانى ارسال داشته است ، او به ما فرمان داده است كه نيكى كنيم و صدق و وفا داشته باشيم و امانت را ادا نمائيم و ما را از پرستش بت‌ها نهى فرموده و دستور داده است كه فقط خداى يكتا را بپرستيم ما او را تصديق كرده‌ايم و كلام خدا را شناخته‌ايم و يقين داريم كه او از سوى خدا مأمور است ، و چون اين كار را كرديم قوم ما با ما ستيزه و دشمنى كردند و با پيامبر راستين هم ستيزه ورزيدند و او را تكذيب نمودند و آهنگ كشتن او را داشتند و ميخواهند كه ما هم بت‌پرست باشيم ، اين بود كه ما براى نگهدارى دين و جان خود از آنها گريختيم و به كشور تو پناه آورديم و اگر آنها ما را راحت مىگذاشتند همانجا بوديم . نجاشى گفت به خدا سوگند اين امر از همان چراغ هدايت سرچشمه گرفته است كه آيين موسى ( ع ) هم از آن سرچشمه گرفته است ، جعفر گفت اما در مورد